ابو طالب حسينى تربتى
96
تزوكات تيمورى ( فارسى )
جاسوس خبر آورد كه كاروانيان خبر بامير موسى رسانيدند كه امير تيمور را در كنار آب امويه ديديم كه به طرف خراسان ميرفت چون اين خبر بامير موسي و لشكر امير حسين رسيد خوشدل شدند و رحل اقامت انداخته بساط عيش و عشرت بكسترانيدند چون اين خبر بمسامع من رسيد از لشكر خود دو صد و چهل و سه جوان بهادر مردانه كار كرده آزموده را جدا ساختم و از آب كذشته ايلغار كردم و در موضع شير كنت رسيدم و يك شب و يك روز مقام كردم و از آنجا ايلغار كرده در يك فرسنكي قلعه قرشي نزول نمودم و فرمودم كه چند نردبان بريسمانها باهم بسته طيار سازند درين وقت امير جاكو زانو زده بعرض رسانيد كه جماعه از بهادران در عقب ماندهاند تا رسيدن ايشان توقف ضرور است درين وقت بخاطرم رسيد كه تا رسيدن بهادران خود تنها رفته قلعه را ملاحظه نمايم و چهل سوار بهادر را همراه كرفته رو به طرف قلعه قرشى آوردم چون سياهى حصار به نظر